متن حقوقی رضایت دریافت اسپرم غیر
در تاریخ تحریر حاضر گردیدند در ایندفترخانه رضایت دهندگان فوق الذکر و بعدالحضور و احراز هویت اظهار واعلام داشتند اینجانبان باهم زن وشوهر دائمی هستیم و باتوجه به رای دادگاه بشماره بایگانی شعبه به شماره ……….. و به شماره پرونده ……….. شعبه …….. رضایت خودمان را در خصوص دریافت اسپرم غیر جهت حامله شدن داریم و هرگونه عوارض و هزینه و پیش آمده را به عهده گرفته و هزینه آینده نوزاد حاصل و تمامی مخارج نگهداری آن تحت هر عنوان و اسم پذیرا میباشیم و تمامی مخارج آن چه در حال حاضر و چه در آینده به عهده خودمان خواهد بود و از هیچ شخص حقیقی و حقوقی ادعایی نخواهیم داشت و با طیب خاطر و رضای کامل اعلام و ابراز صریح داشتند مبنی بر اینکه رضایت تامه و کامله داریم که تمامی کارهای پزشکی و درمانی جهت باردار شدن خانم …………. انجام شود وتمامی عوامل پزشکی و کادر درمانی و تیم درمان از تمامی این عواقب بری الذمه هستند و همچنین رضایت دهندگان اعلام نمودند که از تمامی عواقب بارداری و دریافت اسپرم غیرآگاهی کامل دارند و اعلام نمودند که تیم پزشکی از تمامی عواقب ناشی از باردار شدن از دریافت اسپرم غیر بری الذمه میباشند و رضایت دهندگان هر دو در این خصوص هیچگونه ادعا و اعتراضی از پزشکان معالج و کادر درمانی و اشخاص ذیربط و ذیمدخل در دریافت اسپرم غیر جهت باردار شدن نداشته و نخواهد داشت و هرگونه ادعا واعتراضی را ولو در آتیه از خود سلب و ساقط نمودند وهرگاه در آتیه به هر اسم و رسم به مقام ادعا بر آیند من جمیع الجهات لغو و باطل است و اثرات قانونی نداشته و نخواهد داشت و غیر مسموع خواهد بود
یک پاسخ
چند روز پیش مردی به دفترخانهام آمد؛
مردی آرام، محترم و مؤدب، اما با چشمانی پُر از واگویههای ناگفته.
درخواستش رسمی بود، اما غیرمعمول:
«میخواهم برای همسرم سند رضایت دریافت اسپرم اهدایی تنظیم کنم.»
در ظاهر، فقط چند خط روی کاغذ بود. اما پشت این خطوط، لایههایی نهفته بود از باور، عشق، عرف، قانون، امید، و… ناباروری.
او نابارور بود. و همسرش، نهتنها در کنارش مانده بود، بلکه پذیرفته بود آرزوی مشترکشان برای داشتن فرزند را از راه اهدای اسپرم محقق کنند.
من، بهعنوان یک سردفتر رسمی، باید سند را تنظیم میکردم؛
اما بهعنوان یک زن، یک پژوهشگر حوزه اسناد رسمی، نمیتوانستم در برابر حجم مفاهیم درون این خواسته بیتفاوت بمانم.
چند پرسش، ذهنم را درگیر کرد؛ پرسشهایی که میخواهم با شما در میان بگذارم:
• در جامعهای که هنوز فرزند را وابسته به ژن و خون میداند، آیا چنین تصمیمی پذیرفته میشود؟
• پدر بودن، در چنین مسیری، به چه معناست؟ آیا کسی که نامش در شناسنامه است، پدر است؟ یا کسی که در لحظهلحظه پرورش، حضور دارد؟
• این رضایت، تنها رضایت بر یک روند درمانیست؟ یا امضای مشترک برای تولد تعریفی تازه از خانواده؟
• و قانون ما… آیا ظرفیت، وضوح و حمایت لازم برای چنین خانوادههایی را دارد؟
از منظر حقوقی، هنوز اهدای گامتها در ایران با خلأها و ابهامهای بسیاری روبروست.
از نسب و ارث گرفته، تا محرمانگی هویت اهداکننده، تا جایگاه پدر قانونی، تا میزان اثرگذاری رضایتنامههای خصوصی در دادگاهها.
از منظر روانی، چنین تصمیمی نیاز به بلوغ، آگاهی، گفتوگو و حمایت جدی دارد؛
و از منظر اجتماعی، نیازمند بازتعریف مفاهیمیست که سالها در ساختار سنتی ما، فقط از یک زاویه معنا شدهاند.
اما… شاید وقت آن رسیده که این زاویه را تغییر دهیم.
شاید خانواده، تنها پیوند ژنتیکی نباشد.
شاید پدر بودن، انتخابی عاشقانه برای پرورش، مراقبت و حضور باشد.
شاید مادر بودن، فراتر از بارداری، تجلی درک و همراهیست.
و شاید سند رسمی رضایت برای دریافت اسپرم اهدایی، گامی مهم باشد برای بازشناسی چهرههای نوین خانواده در جامعه ما.
بیایید قضاوت نکنیم. بیایید بپرسیم. بیایید بشنویم. بیایید بفهمیم.
اگر شما هم در مسیر این پرسشها هستید، بیایید با هم گفتوگو کنیم.