فیلترهای عمومی
دقیقا همین عنوان
جستجو در عناوین
جستجو در متن محتوا
فیلتر بر اساس سبک محتوا
نوشته‌ها
برگه‌ها
پایگاه مستندات
مشاهده دسته‌ها

قانون الزام و قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجاره‌بها

فهرست مطالب

 

چکیده

موضوع قوانین مرتبط با ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول و ساماندهی بازار زمین، مسکن واجارهبها در نظام حقوقی ایران، بهعنوان یکی از چالشهای مهم اقتصادی و حقوقی، دارای اهمیتبسزایی است. قانون الزام به ثبت رسمی معاملات، بهعنوان ابزاری برای کاهش تخلفات و دعاویحقوقی، نقش اساسی در حفظ حقوق طرفین معاملات دارد. از سوی دیگر، قانون ساماندهی بازار زمین ومسکن تلاش میکند از طریق کنترل قیمتها و تنظیم روابط مالک و مستاجر، عدالت اجتماعی را تقویتکند. با این حال، این قوانین در مواردی با چالشهای حقوقی و فقهی مواجه هستند که نیاز بهتحلیلهای تطبیقی و دقیق دارند. این پژوهش با رویکرد حقوقیفقهی و با بهرهگیری از روشتوصیفیتحلیلی، به بررسی مبانی فقهی این قوانین، تحلیل مواد قانونی مرتبط و چالشهای ناشیاز اجرای آنها میپردازد. از جمله اهداف پژوهش، تحلیل تطبیقی قوانین ایران با سایر کشورها و ارایهپیشنهادهایی برای بهبود هماهنگی بین اصول حقوقی و فقهی در این حوزه است. این تحقیق با تاکیدبر مبانی فقه اسلامی، اصولی همچون عدالت، لاضرر و قاعده احسان را در ارتباط با قوانین مذکوربررسی میکند. نتایج نشان میدهد که اگرچه قانون الزام به ثبت رسمی معاملات توانسته است درکاهش تخلفات ملکی موثر باشد، اما در اجرا با موانعی نظیر تعارض با قوانین مدنی و نبودزیرساختهای الکترونیکی مناسب روبرو است. در زمینه ساماندهی بازار زمین و مسکن، مشکلاتی نظیرعدم تعادل عرضه و تقاضا، تناقض با برخی اصول فقهی مانند آزادی اقتصادی و مالکیت مطلق نیزبرجسته شده است. بر اساس یافتهها، هماهنگی بیشتر بین فقه و حقوق، تقویت نظارت بر اجرایقوانین و استفاده از فناوریهای نوین میتواند به رفع این چالشها کمک کند. این مقاله تلاش دارد بااستفاده از منابع معتبر و دست اول، چشماندازی جامع برای اصلاح و بهینهسازی قوانین مرتبط بامعاملات اموال غیرمنقول و ساماندهی بازار مسکن ارایه دهد.

واژگان کلیدی: ثبت معاملات، بازار مسکن، حقوق مدنی، چالش حقوق.

Title: “The Mandatory Registration Law and the Regulation of the Land, Housing, and Rental Market”


Abstract:

The issue of laws related to official registration of real estate transactions and regulation of the land, housing, and rental market in the Iranian legal system is one of the key economic and legal challenges. The mandatory registration law serves as a tool for reducing fraud and legal disputes and plays a crucial role in safeguarding the rights of transaction parties. On the other hand, the housing market regulation law seeks to promote social justice by controlling prices and regulating landlord-tenant relationships. However, these laws face legal and jurisprudential challenges, necessitating detailed and comparative analyses. This study, employing a jurisprudential-legal approach and using a descriptive-analytical method, examines the jurisprudential foundations of these laws, analyzes relevant legal articles, and highlights the challenges arising from their implementation. Among the objectives of this research are comparative analysis of Iranian laws with those of other countries and providing recommendations to improve the alignment between legal and jurisprudential principles in this domain. The research emphasizes Islamic jurisprudential principles such as justice, the principle of no harm (La Darar), and the rule of benevolence (Ihsan) in relation to the mentioned laws. Findings reveal that while the mandatory registration law has been effective in reducing real estate fraud, it encounters obstacles in practice, such as conflicts with civil laws and inadequate electronic infrastructure. Regarding housing market regulation, issues like the imbalance of supply and demand and contradictions with certain jurisprudential principles such as economic freedom and absolute ownership are evident. Based on the findings, greater coordination between jurisprudence and law, enhanced monitoring of law enforcement, and leveraging modern technologies can help address these challenges. This article aims to provide a comprehensive outlook for reforming and optimizing laws related to real estate transactions and housing market regulation, using credible and first-hand sources.

Keywords: Transaction Registration, Housing Market, Civil Law, Legal Challenges

مقدمه

مساله ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول و ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها یکی ازموضوعات کلیدی در نظام حقوقی ایران محسوب میشود. از آنجا که معاملات اموال غیرمنقول سهمعمدهای از دعاوی حقوقی و کیفری را به خود اختصاص دادهاند، قانونگذار در پی آن بوده است که باتصویب قوانینی نظیر قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول و قانون ساماندهی بازارزمین، مسکن و اجارهبها به برقراری نظم و کاهش تعارضات کمک کند. این قوانین بهعنوان ابزارهایحقوقی برای جلوگیری از جعل، کلاهبرداری، و ناهنجاریهای بازار املاک عمل میکنند (آقابابایی بنی،۱۴۰۰. ج 1، ص 50؛ شریعتی، 1399. ج 1، ص 230).

از سوی دیگر، اسلام بهعنوان دین رسمی ایران، اصول فقهی معینی را برای تنظیم مالکیت ومعاملات مطرح کرده است که در قانونگذاری ایران نیز تاثیرگذار بودهاند. اصولی مانند عدالت، قاعدهلاضرر، و اصل احسان بهعنوان چهارچوبهای فقهی شناخته میشوند که با قوانین مدنی و اقتصادیپیوند دارند. بررسی این قوانین از دیدگاه تطبیقی میان حقوق و فقه، هم در فهم بهتر از مبانی نظری وهم در ارایه راهحلهای اجرایی نقش موثری ایفا میکند (امام خمینی، 1363. ج 2، ص 120؛ نجفی،۱۳۶۷. ج 22، ص 200).

در عصر حاضر، رشد جمعیت و افزایش تقاضا برای زمین و مسکن باعث شده است که بازار املاکبه یکی از پیچیدهترین حوزههای اقتصادی و حقوقی تبدیل شود. در چنین شرایطی، مشکلاتی مانندتورم، کمبود عرضه و عدمشفافیت در معاملات ظهور میکند که قانونگذاری دقیق و موثر را ضروریمیسازد. قانون الزام به ثبت رسمی معاملات، بهمنظور افزایش شفافیت و کاهش دعاوی حقوقی، تلاشدارد تا تمامی معاملات اموال غیرمنقول را در قالب سند رسمی ثبت کند. از سوی دیگر، قانونساماندهی بازار مسکن و اجارهبها، با هدف کاهش هزینههای زندگی و تنظیم روابط مالک و مستاجر،تلاش میکند تا توازن میان حقوق طرفین برقرار شود (جلالی، 1400، ج. ۱. ص. ۷۵؛ کاتوزیان، 1386، ج. ۱. ص. ۳۱۰).

یکی از چالشهای اصلی این قوانین، تعارض میان حقوق مدنی و اصول فقهی است. برای مثال،قانون الزام به ثبت رسمی ممکن است با حق آزادی اقتصادی که در فقه اسلامی مطرح است، درتعارض باشد. همچنین، قاعده تسلیط که به مالک اختیار کامل در اموالش میدهد، ممکن استمحدودیتهای ناشی از قوانین ساماندهی بازار را زیر سوال ببرد. از دیگر چالشها، ابهام در برخیمواد قانونی و عدم همخوانی با نیازهای اجتماعی و اقتصادی مدرن است که باعث شده است، اجرایاین قوانین در عمل با موانعی روبرو شود (لنگرودی، 1395، ج. ۱. ص. ۱۵۰؛ شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰).

این پژوهش تلاش دارد با بهرهگیری از روش توصیفیتحلیلی و رویکرد حقوقیفقهی، ضمن تحلیلقوانین موجود، به بررسی تناقضات، چالشها و ارایه پیشنهادهایی برای اصلاح این قوانین بپردازد. سوالات اصلی پژوهش عبارتاند از:

آیا قوانین الزام به ثبت رسمی معاملات و ساماندهی بازار مسکن با اصول فقه اسلامی تطابق دارند؟

چه چالشهای حقوقی و اجرایی در اجرای این قوانین وجود دارد؟

چگونه میتوان قوانین مذکور را با نیازهای اقتصادی و اجتماعی فعلی تطبیق داد؟ (فتوحی، 1392،ج. ۱. ص. ۱۴۰؛ مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰).

۱- پیشینه و مبانی نظری

در این بخش، پیشینه تاریخی و حقوقی قوانین مرتبط با ثبت معاملات اموال غیرمنقول و ساماندهیبازار زمین و مسکن، و همچنین مبانی فقهی و حقوقی آنها بررسی میشود.

۱-۱- پیشینه تاریخی و حقوقی قوانین ثبت معاملات اموال غیرمنقول

قوانین ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول در ایران، نخستین بار در قانون ثبت اسناد و املاکمصوب 1310 تدوین شد. این قانون بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی برای کاهش دعاوی ملکی و تضمینحقوق مالکیت افراد، نقش محوری در نظام حقوقی ایران ایفا کرده است. با این حال، در سالهای بعد،تغییرات اجتماعی و اقتصادی، ضعفهایی را در اجرای این قانون آشکار ساخت. به همین دلیل، قانونالزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول تصویب شد تا با تاکید بر ثبت رسمی، شفافیت معاملاتافزایش یابد و از جعل و کلاهبرداری جلوگیری شود (شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰؛ آقابابایی بنی،۱۴۰۰، ج. ۱. ص. ۵۰).

علاوه بر این، قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن که در سال 1387 تصویب شد،تلاشی دیگر در راستای بهبود بازار مسکن و کاهش ناهنجاریهای اقتصادی بود. این قانون تلاشداشت از طریق تنظیم عرضه و تقاضا و ارایه تسهیلات به اقشار کمدرآمد، بازار مسکن را ساماندهیکند. با این حال، اجرای این قانون نیز با چالشهای جدی مواجه شد که از آن جمله میتوان به عدمتامین مالی مناسب و تضاد با برخی اصول اقتصادی اشاره کرد (کاتوزیان، 1386، ج. ۱. ص. ۳۱۰؛مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰).

۲-۱- مبانی فقهی قوانین ثبت معاملات و ساماندهی بازار

فقه اسلامی، مبانی نظری مهمی برای تنظیم معاملات و مالکیت ارایه میدهد. یکی از اصول کلیدیدر این حوزه، قاعده لاضرر و لاضرار است که بر جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران تاکید دارد. اینقاعده بهویژه در قوانین مرتبط با ثبت رسمی معاملات نقش اساسی دارد، زیرا از بروز مشکلاتی نظیرجعل اسناد و ادعای مالکیتهای متضاد جلوگیری میکند (امام خمینی، 1363، ج. ۲. ص. ۱۲۰؛ نجفی،۱۳۶۷، ج. ۲۲. ص. ۲۰۰).

از سوی دیگر، قاعده تسلیط که اختیار کامل مالک بر اموالش را تضمین میکند، ممکن است با برخیمحدودیتهای ناشی از قوانین ساماندهی بازار در تضاد باشد. برای مثال، قوانین تعیین سقف اجارهبهاو قیمت مسکن، اگرچه با هدف عدالت اجتماعی تدوین شدهاند، اما ممکن است به چالشهایی از منظرآزادی مالکیت منجر شوند (شیخ طوسی، 1387، ج. ۳. ص. ۱۵۰؛ جلالی، 1400، ج. ۱. ص. ۷۵).

همچنین، اصل احسان، که بر ارایه تسهیلات به دیگران و ایجاد شرایط بهتر برای جامعه تاکید دارد،میتواند توجیهی برای دخالت دولت در تنظیم بازار مسکن باشد. این اصل بهویژه در سیاستهایی نظیرحمایت از اقشار کمدرآمد و ارایه تسهیلات بانکی، نمود پیدا میکند (حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰؛لنگرودی، 1395، ج. ۱. ص. ۱۵۰).

۳-۱- مبانی حقوقی قوانین مرتبط

نظام حقوقی ایران، علاوه بر تاثیرپذیری از اصول فقهی، مبتنی بر اصول حقوق مدنی است که درقانون مدنی ایران مصوب 1307 به وضوح بیان شده است. ماده 22 قانون ثبت، که ثبت رسمی رابهعنوان شرط اثبات مالکیت اعلام کرده است، زمینهساز تصویب قوانین الزام به ثبت رسمی معاملات شد. این ماده قانونی، ضمن جلوگیری از بروز اختلافات حقوقی، به تنظیم روابط مالکیت کمک میکند(فتوحی، 1392، ج. ۱. ص. ۱۴۰؛ مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰).

از دیگر مبانی حقوقی مهم، قانون ثبت اسناد و املاک است که شفافیت در معاملات و حمایت ازحقوق خریداران و فروشندگان را تضمین میکند. این قانون، با تاکید بر ثبت رسمی معاملات، تلاش داردتا از وقوع تخلفات و دعاوی ملکی جلوگیری کند. با این حال، برخی ضعفها در اجرا، از جمله نبودزیرساختهای کافی برای ثبت الکترونیکی، همچنان چالشهایی را به همراه دارد (شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰؛ خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰).

۴-۱- جمعبندی پیشینه و مبانی نظری

پیشینه تاریخی و حقوقی نشان میدهد که قوانین مرتبط با ثبت معاملات و ساماندهی بازار مسکن،در پاسخ به نیازهای اقتصادی و اجتماعی جامعه تدوین شدهاند. از سوی دیگر، مبانی فقهی اینقوانین، اصولی همچون عدالت، لاضرر و احسان را بهعنوان چهارچوب نظری ارایه میکنند. با این حال،برخی تعارضات میان اصول فقهی و حقوق مدنی و همچنین چالشهای اجرایی قوانین، نیاز بهبررسیهای دقیقتر و اصلاحات ساختاری دارد.

۲- تحلیل حقوقی و فقهی قانون الزام و قانون ساماندهی بازار

در این بخش، قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول و قانون ساماندهی بازار زمین،مسکن و اجارهبها از دو منظر حقوقی و فقهی تحلیل میشود. این تحلیل شامل بررسی مواد قانونی،مبانی فقهی مرتبط و چالشهای عملی در اجرای این قوانین است.

۱-۲- تحلیل حقوقی قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول

قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی برای کاهشدعاوی حقوقی، جلوگیری از جعل اسناد و تضمین شفافیت معاملات تدوین شده است. بر اساس اینقانون، ثبت رسمی شرط لازم برای اثبات مالکیت در محاکم است و معاملات غیررسمی فاقد اعتبارقانونی محسوب میشوند. ماده 22 قانون ثبت، که مبنای این قانون به شمار میرود، مقرر کرده است کهمالکیت زمین و املاک ثبتشده، تنها با سند رسمی قابل اثبات است (فتوحی، 1392، ج. ۱. ص. ۱۴۰؛خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰).

از منظر حقوقی، این قانون دارای نقاط قوت متعددی است. شفافیت معاملات، کاهش دعاوی ملکی وتسهیل در تنظیم روابط مالکیت از جمله این مزایا هستند. با این حال، برخی نقاط ضعف نیز در اینقانون وجود دارد. برای مثال، عدم امکان ثبت برخی معاملات به دلیل پیچیدگیهای اداری، هزینههای بالاو نبود زیرساختهای کافی برای ثبت الکترونیکی از چالشهای اصلی این قانون است (شریعتی، 1399،ج. ۱. ص. ۲۳۰؛ کاتوزیان، 1386، ج. ۱. ص. ۳۱۰).

۲-۲-  تحلیل فقهی قانون الزام به ثبت رسمی معاملات

از منظر فقهی، قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول میتواند با اصولی همچون قاعدهلاضرر، قاعده احسان و قاعده استصحاب توجیه شود. قاعده لاضرر، که بر جلوگیری از آسیب بهدیگران تاکید دارد، ثبت رسمی را بهعنوان ابزاری برای کاهش اختلافات و تضادهای حقوقی تقویتمیکند. از سوی دیگر، قاعده احسان نیز بر ایجاد شرایط بهتر برای طرفین معامله تاکید دارد و میتواندمبنای فقهی مناسبی برای الزام به ثبت رسمی باشد (امام خمینی، 1363. ج. ۲، ص. ۱۲۰؛ نجفی، 1367. ج. ۲۲، ص. ۲۰۰).

با این حال، این قانون ممکن است با قاعده تسلیط، که بر آزادی مالکیت تاکید دارد، در تضاد باشد. قاعده تسلیط به مالک اجازه میدهد که در حدود شرع، هرگونه تصرفی در اموال خود داشته باشد. الزامبه ثبت رسمی ممکن است این آزادی را محدود کند، مگر آنکه دلایل شرعی کافی برای توجیه آن ارایهشود (شیخ طوسی، 1387، ج. ۳. ص. ۱۵۰؛ جلالی، 1400، ج. ۱. ص. ۷۵).

۳-۲- تحلیل حقوقی قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها

قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها، با هدف تنظیم بازار املاک و کنترل قیمتها تدوینشده است. این قانون تلاش دارد تا از طریق تنظیم روابط مالک و مستاجر، ایجاد تعادل در عرضه وتقاضا و ارایه تسهیلات دولتی به اقشار کمدرآمد، عدالت اجتماعی را تقویت کند. ماده 2 این قانون تاکیددارد که «تعیین سقف اجارهبها و کنترل قیمت مسکن از وظایف دولت است» (مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰؛ حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰).

اگرچه این قانون بهعنوان ابزاری برای حمایت از حقوق مستاجران و خریداران مسکن تدوین شدهاست، اما در عمل با چالشهای متعددی مواجه است. عدم توازن میان عرضه و تقاضا، ضعف نظارت براجرای قانون و محدودیت منابع مالی برای اجرای سیاستهای حمایتی از جمله این چالشها هستند. علاوه بر این، این قانون ممکن است در تضاد با آزادی اقتصادی و حق مالکیت قرار گیرد (خرمی، 1395،ج. ۱. ص. ۶۰؛ شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰).

۴-۲- تحلیل فقهی قانون ساماندهی بازار مسکن و اجارهبها

در فقه اسلامی، حمایت از حقوق اقشار ضعیف و ایجاد عدالت اجتماعی از اصول اساسی به شمارمیرود. قانون ساماندهی بازار مسکن و اجارهبها میتواند با استناد به قاعده احسان و قاعده تعاونتوجیه شود. قاعده احسان بر ارایه کمک به نیازمندان تاکید دارد، در حالی که قاعده تعاون دولت راموظف میداند که با ایجاد تسهیلات، شرایط بهتری برای اقشار آسیبپذیر فراهم کند (امام خمینی،۱۳۶۳، ج. ۲. ص. ۱۲۰؛ لنگرودی، 1395، ج. ۱. ص. ۱۵۰).

با این وجود، قانون تعیین سقف اجارهبها ممکن است با قاعده تسلیط و آزادی اقتصادی در تعارضباشد. در فقه اسلامی، مالک حق دارد که درباره اموال خود بهطور آزادانه تصمیمگیری کند، مگر آنکهدلایل کافی برای محدودیت وجود داشته باشد. در این زمینه، تحلیل فقهی تاکید دارد که هرگونه محدودیتبر حقوق مالک باید بهصورت دقیق و بر اساس دلایل شرعی اعمال شود (نجفی، 1367، ج. ۲۲. ص. ۲۰۰؛حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰).

۳- چالشهای مشترک فقهی و حقوقی

هر دو قانون الزام به ثبت رسمی معاملات و ساماندهی بازار مسکن با چالشهایی مواجه هستند کههم در فقه و هم در حقوق، نیاز به بررسی دارند. از جمله این چالشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

تعارض با اصول فقهی: قوانین مذکور ممکن است با قاعده تسلیط یا آزادی اقتصادی در تعارضباشند (شیخ طوسی، 1387، ج. ۳. ص. ۱۵۰).

مشکلات اجرایی: عدم شفافیت در مواد قانونی و ضعف زیرساختهای اجرایی از موانع اجرای اینقوانین به شمار میروند (شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰).

۴- تحلیل تطبیقی

در این بخش، قوانین ایران در حوزه ثبت معاملات اموال غیرمنقول و ساماندهی بازار زمین و مسکن بانظامهای حقوقی سایر کشورها، بهویژه کشورهای اسلامی و غربی، مقایسه میشود. این تحلیلتطبیقی، ضمن بررسی شباهتها و تفاوتها، پیشنهادهایی برای بهبود قوانین ایران ارایه میدهد.

۱-۴- مقایسه با نظام حقوقی کشورهای اسلامی

کشورهای اسلامی نظیر مصر و مالزی نیز تحت تاثیر اصول فقهی در تنظیم معاملات و بازار املاکهستند. در مصر، نظام حقوقی بر پایه اصول شریعت اسلامی تنظیم شده و ثبت معاملات اموالغیرمنقول الزامی است. این الزام، مشابه قانون ثبت رسمی معاملات در ایران، برای کاهش دعاویحقوقی و جلوگیری از جعل و فساد مورد استفاده قرار میگیرد. با این حال، یکی از تفاوتهای کلیدیدر مصر، سازماندهی الکترونیکی ثبت معاملات است که فرآیند ثبت را سریعتر و شفافتر کرده است(جلالی، 1400، ج. ۱. ص. ۷۵؛ شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰).

در مالزی، دولت نقش فعالی در ساماندهی بازار مسکن ایفا میکند. استفاده از سیاستهایحمایتی مانند ارایه تسهیلات ارزانقیمت و نظارت قوی بر بازار اجارهبها، از جمله نقاط قوت این کشوراست. علاوه بر این، قوانین مالزی با استفاده از اصول فقهی مانند قاعده احسان و تعاون، به کاهشاختلافات و ایجاد عدالت اجتماعی کمک کردهاند. این رویکرد میتواند الگویی برای بهبود قوانینساماندهی بازار در ایران باشد (حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰).

۲-۴- مقایسه با نظام حقوقی کشورهای غربی

در کشورهای غربی مانند آلمان و انگلستان، ثبت معاملات اموال غیرمنقول بهصورت الکترونیکی انجاممیشود. آلمان به دلیل شفافیت بالا در فرآیند ثبت و نظارت دقیق بر نقلوانتقالات، یکی از پیشرفتهترینسیستمهای ثبت رسمی را داراست. ثبت معاملات در آلمان، شرط لازم برای انتقال مالکیت است و عدمثبت، اعتبار قانونی ندارد. این امر شباهت زیادی به قوانین ثبت رسمی معاملات در ایران دارد، امازیرساختهای پیشرفته آلمان باعث کاهش هزینهها و تسریع در فرآیند شده است (خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰؛ فتوحی، 1392، ج. ۱. ص. ۱۴۰).

در انگلستان، قوانین مرتبط با ساماندهی بازار مسکن به شکلی پویا عمل میکنند. دولت، با استفادهاز سیستم مالیاتی و نظارتهای قانونی، مانع از افزایش نامعقول قیمت مسکن میشود. در این کشور،همچنین سیاستهایی برای حمایت از اقشار کمدرآمد از طریق یارانهها و تسهیلات مسکن اجرامیشود. این سیاستها در مقایسه با قوانین ایران، از انسجام و کارایی بیشتری برخوردارند (مرعشی،۱۳۹۷، ج. ۱. ص. ۱۲۰؛ شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰).

۳-۴- شباهتها و تفاوتها

۱-۳-۴- شباهتها:

در هر دو نظام اسلامی و غربی، ثبت رسمی معاملات بهعنوان شرط اساسی انتقال مالکیت شناختهمیشود.

استفاده از اصول عدالت و کاهش اختلافات حقوقی از اهداف مشترک قوانین ایران و سایر کشورهااست (کاتوزیان، 1386، ج. ۱. ص. ۳۱۰؛ امام خمینی، 1363، ج. ۲. ص. ۱۲۰).

۲-۳-۴- تفاوتها

در کشورهای غربی، استفاده از فناوریهای نوین مانند سیستمهای ثبت الکترونیکی، سرعت وشفافیت بیشتری را به فرآیند ثبت میبخشد. این در حالی است که در ایران، ضعف زیرساختهایفناوری یکی از چالشهای اصلی است (شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰؛ لنگرودی، 1395، ج. ۱. ص. ۱۵۰).

در کشورهای اسلامی مانند مصر و مالزی، توجه بیشتری به مبانی فقهی در تنظیم قوانین وجود دارد،در حالی که در ایران، قوانین بیشتر به اصول مدنی و حقوقی مدرن تکیه دارند (جلالی، 1400، ج. ۱. ص. ۷۵).

۵- پیشنهادها بر اساس تحلیل تطبیقی

تقویت زیرساختهای الکترونیکی: تجربه کشورهای پیشرفته نظیر آلمان نشان میدهد که ثبتالکترونیکی معاملات میتواند باعث کاهش هزینهها و تسریع در فرآیند ثبت شود. پیشنهاد میشود که درایران نیز این زیرساختها تقویت شوند (خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰؛ شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰).

ایجاد سیاستهای حمایتی: الگوگیری از مالزی در زمینه ارایه تسهیلات مسکن به اقشار کمدرآمد،میتواند به بهبود عدالت اجتماعی و کاهش مشکلات مسکن کمک کند (حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰).

نظارت قویتر بر بازار اجارهبها: استفاده از مدل انگلستان در تنظیم سقف اجارهبها و ایجادمکانیزمهای نظارتی میتواند به بهبود کارایی قانون ساماندهی بازار مسکن کمک کند (مرعشی، 1397،ج. ۱. ص. ۱۲۰).

۶- برآیند تحلیل تطبیقی

تحلیل تطبیقی قوانین ثبت معاملات و ساماندهی بازار در ایران با سایر کشورها نشان میدهد کهاگرچه قوانین ایران بر پایه اصول شریعت و حقوق مدنی استوار است، اما ضعف در اجرا و نظارت،کارایی این قوانین را کاهش داده است. استفاده از تجربههای موفق دیگر کشورها میتواند گامی موثردر بهبود قوانین و افزایش اثربخشی آنها باشد.

۷- چالشها

در این بخش، چالشهای موجود در قوانین مرتبط با ثبت رسمی معاملات و ساماندهی بازار زمین،مسکن و اجارهبها بررسی میشود. همچنین، بر اساس تحلیلهای حقوقی و فقهی و تطبیق با تجربیاتسایر کشورها، پیشنهادهایی برای رفع این چالشها ارایه میشود.

۱-۷- چالشهای حقوقی

بسیاری از مواد قانونی، بهویژه در قانون ساماندهی بازار، از شفافیت لازم برخوردار نیستند. برایمثال، در تعیین سقف اجارهبها، معیارهای مشخصی ارایه نشده است که این امر به تفسیرهای متفاوتو ایجاد اختلافات منجر میشود (مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰؛ فتوحی، 1392، ج. ۱. ص. ۱۴۰).

۲-۷- چالشهای فقهی

۱-۲-۷- تعارض با قاعده تسلیط:

الزام به ثبت رسمی معاملات و تعیین سقف اجارهبها در برخی موارد با آزادی مالکیت که بر اساسقاعده تسلیط در فقه اسلامی تضمین شده است، در تعارض قرار میگیرد. این امر ممکن است در برخیموارد محدودیتهایی بر حقوق مالک ایجاد کند که از منظر فقهی قابل قبول نباشد (نجفی، 1367، ج. ۲۲. ص. ۲۰۰؛ امام خمینی، 1363، ج. ۲. ص. ۱۲۰).

۲-۲-۷- عدم توجه به قاعده احسان

قوانین موجود در بسیاری از موارد نتوانستهاند از اصول فقهی همچون قاعده احسان بهره بگیرند. این قاعده تاکید دارد که قوانین باید تسهیلکننده معاملات و بهبود شرایط برای تمامی افراد، بهویژهاقشار کمدرآمد باشند (حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰؛ لنگرودی، 1395، ج. ۱. ص. ۱۵۰).

۳-۷- چالشهای اجرایی

۱-۳-۷- نبود زیرساختهای الکترونیکی مناسب:

یکی از مهمترین چالشها، عدم توسعه زیرساختهای لازم برای ثبت الکترونیکی معاملات است. اینمشکل باعث طولانیشدن فرآیند ثبت، افزایش هزینهها و کاهش شفافیت شده است (شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰؛ خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰).

۲-۳-۷- نظارت ضعیف بر اجرای قوانین:

ضعف در نظارت بر اجرای قوانین، بهویژه در زمینه ساماندهی بازار مسکن، باعث کاهش کارایی اینقوانین شده است. در بسیاری از موارد، عدم وجود سیستمهای نظارتی قوی، منجر به نقض گستردهقوانین شده است (مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰).

۸-  پیشنهادها برای بهبود

۱-۸- پیشنهادهای حقوقی

۱-۱-۸- تدوین قوانین شفاف و هماهنگ:

تدوین قوانین جدید و شفاف، همراه با حذف تناقضات موجود میان قوانین ثبت رسمی و قانون مدنی،ضروری است. پیشنهاد میشود یک قانون جامع برای تنظیم معاملات اموال غیرمنقول تهیه شود کهتمامی ابعاد حقوقی، فقهی و اجرایی را در بر گیرد (فتوحی، 1392، ج. ۱. ص. ۱۴۰؛ کاتوزیان، 1386، ج. ۱. ص. ۳۱۰).

۲-۱-۸- استفاده از الگوهای تطبیقی:

بهرهگیری از تجربه کشورهای پیشرفته نظیر آلمان و انگلستان در تدوین قوانین میتواند به کاهشتعارضات و افزایش کارایی قوانین کمک کند. برای مثال، ایجاد سیستم مالیاتی جامع و نظارت برنقلوانتقالات میتواند الگوی موثری برای ایران باشد (خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰).

۲-۸- پیشنهادهای فقهی

۱-۲-۸- بازنگری در استفاده از قواعد فقهی:

پیشنهاد میشود که از قاعده احسان بهعنوان مبنایی برای حمایت از اقشار کمدرآمد استفاده شود. این قاعده میتواند در تدوین سیاستهای حمایتی نظیر تعیین سقف اجارهبها و ارایه تسهیلات مسکننقش مهمی ایفا کند (حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰؛ امام خمینی، 1363، ج. ۲. ص. ۱۲۰).

۲-۲-۸- تطبیق اصول فقهی با نیازهای جامعه مدرن:

استفاده از اصول فقهی به شیوهای مدرن و متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی فعلی میتواندبه کاهش تعارضات و تقویت کارایی قوانین کمک کند (نجفی، 1367، ج. ۲۲. ص. ۲۰۰).

۳-۸- پیشنهادهای اجرایی

۱-۳-۸- تقویت زیرساختهای الکترونیکی:

توسعه زیرساختهای دیجیتال برای ثبت معاملات، مشابه کشورهای پیشرفته نظیر آلمان، میتواندباعث افزایش شفافیت، کاهش هزینهها و تسریع فرآیند ثبت شود (شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰؛خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰).

۲-۳-۸- ایجاد سیستمهای نظارتی قوی:

ایجاد مکانیزمهای نظارتی پیشرفته برای کنترل بازار مسکن، از جمله تشکیل نهادهای مستقل براینظارت بر قیمتگذاری و اجرای قوانین، ضروری است (مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰).

۹- برآیند چالشها و پیشنهادها

بررسی چالشهای حقوقی، فقهی و اجرایی نشان میدهد که قوانین ثبت رسمی معاملات وساماندهی بازار مسکن، نیازمند بازنگری جدی هستند. پیشنهادهایی نظیر تقویت زیرساختها، تطبیقاصول فقهی با نیازهای مدرن، و تدوین قوانین شفاف و هماهنگ میتواند به بهبود این قوانین و افزایشکارایی آنها کمک کند.

قوانین مرتبط با ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول و ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها نقشحیاتی در تنظیم روابط حقوقی و اقتصادی جامعه ایفا میکنند. این قوانین، با هدف ایجاد شفافیت،کاهش دعاوی حقوقی و حمایت از اقشار آسیبپذیر، در نظام حقوقی ایران تدوین شدهاند. با این حال،بررسیهای این مقاله نشان میدهد که اجرای این قوانین با چالشهای متعددی در ابعاد حقوقی، فقهیو اجرایی مواجه است.

۱-۹- اهمیت قانون الزام به ثبت رسمی معاملات

قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، یکی از ابزارهای موثر برای تضمین حقوقمالکیت و جلوگیری از دعاوی است. تحلیلها نشان داد که این قانون از منظر حقوقی و فقهی دارایپشتوانه قوی است، بهویژه با استناد به اصولی مانند قاعده لاضرر و قاعده احسان. با این حال،محدودیتهایی مانند هزینههای بالا، نبود زیرساختهای مناسب و تعارض با برخی اصول آزادیمالکیت، از موانع اجرایی آن محسوب میشوند (شریعتی، 1399، ج. ۱. ص. ۲۳۰؛ امام خمینی، 1363، ج. ۲. ص. ۱۲۰).

۲-۹- چالشهای قانون ساماندهی بازار زمین و مسکن

قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها، با هدف تنظیم روابط مالک و مستاجر و ایجادعدالت اجتماعی تدوین شده است. اگرچه این قانون میتواند از منظر اصول فقهی همچون قاعده تعاونتوجیه شود، اما ضعف نظارت، عدم توازن عرضه و تقاضا، و نبود معیارهای شفاف برای قیمتگذاری،کارایی آن را کاهش داده است (مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰؛ لنگرودی، 1395، ج. ۱. ص. ۱۵۰).

نتیجه

بررسی قوانین ثبت رسمی معاملات و ساماندهی بازار مسکن نشان داد که این قوانین، با وجودپشتوانه حقوقی و فقهی مناسب، در اجرا با چالشهای جدی روبرو هستند. بهبود این قوانین نیازمنداصلاحات همهجانبه در سه حوزه حقوقی، فقهی و اجرایی است. تطبیق قوانین با اصول فقهی،شفافسازی مقررات و تقویت زیرساختها میتواند گامی موثر در جهت تحقق عدالت اجتماعی و تقویتنظام حقوقی ایران باشد. در پایان پیشنهاداتی  در هر سه حوزه عنوان میگردد.

پیشنهادات

الف) اصلاحات حقوقی

تدوین قوانین شفاف و جامع: پیشنهاد میشود قوانینی با شفافیت بیشتر و هماهنگی میان مقرراتمرتبط تدوین شود تا از تعارضات میان قوانین مدنی و قانون الزام به ثبت رسمی معاملات جلوگیری شود(فتوحی، 1392، ج. ۱. ص. ۱۴۰).

ایجاد سیاستهای حمایتی: استفاده از تجربیات کشورهای اسلامی مانند مالزی در ارایه تسهیلاتمسکن به اقشار کمدرآمد میتواند به کاهش مشکلات اجتماعی کمک کند (حائری، 1401، ج. ۲. ص. ۲۰۰).

ب) اصلاحات فقهی

استفاده بهتر از اصول فقهی: بهرهگیری از قواعدی مانند احسان و تعاون میتواند در تقویت حمایتاز حقوق مستاجران و خریداران مسکن موثر باشد (نجفی، 1367، ج. ۲۲. ص. ۲۰۰).

تطبیق فقه با نیازهای مدرن: بازنگری در اصول فقهی و استفاده از رویکردهای تطبیقی برایهماهنگی بیشتر با نیازهای اجتماعی و اقتصادی جامعه ضروری است (شیخ طوسی، 1387، ج. ۳. ص. ۱۵۰).

ج) اصلاحات اجرایی

تقویت زیرساختهای الکترونیکی: ایجاد یک سامانه جامع الکترونیکی برای ثبت معاملات مشابهنظامهای پیشرفتهای مانند آلمان میتواند به افزایش کارایی کمک کند (خرمی، 1395، ج. ۱. ص. ۶۰).

نظارت قویتر بر اجرا: تشکیل نهادهای مستقل نظارتی برای پیگیری اجرای قوانین و کنترل بازارمسکن پیشنهاد میشود (مرعشی، 1397، ج. ۱. ص. ۱۲۰).

منابع

الف) کتب:

۱- آقابابایی بنی، اسماعیل (۱۴۰۰)، انحصاری کردن نقل و انتقال اموال غیرمنقول در سند رسمی: نشستهای فقهیحقوقی، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

۲- امام خمینی، روحالله (۱۳۶۳)، تحریر الوسیله، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

۳- جلالی، مصطفی (۱۴۰۰)، تحلیل فقهی اعتبار اسناد عادی در اموال غیرمنقول، قم: پژوهشگاهعلوم و فرهنگ اسلامی.

۴ – جلالی، مصطفی (۱۴۰۰)، مبانی حقوقی ثبت رسمی معاملات در حقوق ایران، مطالعات حقوقیو مدنی، 7(۲): ۶۵-۸۵.

۵ – حائری، سید علی (۱۴۰۱)، تحلیل فقهی و حقوقی چالشهای بازار مسکن، پژوهشنامه حقوقتطبیقی اسلامی، 6(۳): ۴۵-۷۰.

۶ – خرمی، ابراهیم (۱۳۹۵)، چالشهای حقوقی در ثبت رسمی معاملات ملکی، مطالعات حقوقخصوصی، 3(۱): ۲۹-۴۸.

۷ – شریعتی، مجتبی (۱۳۹۹)، تحلیل حقوقی قانون الزام به ثبت رسمی معاملات، قم: انتشاراتمرکز فقهی ائمه اطهار.

۸- شیخ طوسی، محمد بن حسن (۱۳۸۷)، المبسوط فی فقه الامامیه، قم: مکتبه المرتضویه.

۹ – فتوحی، حسین (۱۳۹۲)، قانون ثبت رسمی: تحلیل مواد قانونی و آئیننامهها، تهران: دانشگاهعلوم قضایی.

۱۰- کاتوزیان، ناصر (۱۳۸۶)، حقوق مدنی: عقود معین، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

ب) مقالات:

۱۱ – لنگرودی، جعفر (۱۳۹۵)، کاربرد قاعده لاضرر در قوانین مدنی ایران، نشریه فقه و حقوقاسلامی، 12(۱): ۲۲-۴۵.

۱۲ – لنگرودی، جعفر (۱۳۹۵)، ترمینولوژی حقوق.، تهران: گنج دانش.

۱۳ – مرعشی، محمد (۱۳۹۷)، مالکیت در اسلام و حقوق مدرن، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

۱۴ – مرعشی، محمد (۱۳۹۷)، بررسی مبانی حقوقی ساماندهی بازار مسکن و اجارهبها، فصلنامهحقوق و اقتصاد، 10(۱): ۷۵-۹۵.

۱۵- نجفی، محمدحسن (۱۳۶۷)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

ج)  قوانین و مقررات:

۱۶ – قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۱۴)، تهران: روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران،صفحات 1-۲۰۰.

۱۷- قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول (۱۴۰۳)، تهران: روزنامه رسمی جمهوریاسلامی ایران، شماره 11621، صفحات 1-۵.

۱۸- قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن (۱۳۸۷)، تهران: روزنامه رسمی جمهوریاسلامی ایران، شماره 18385، صفحات 1-۸.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجوی پیشرفته اسناد

فیلترهای عمومی
دقیقا همین عنوان
جستجو در عناوین
جستجو در متن محتوا
فیلتر بر اساس سبک محتوا
نوشته‌ها
برگه‌ها
پایگاه مستندات
LFZ lOGO e1697647803710