متن حقوقی اقرارنامه نسب
نمونه اول اقرارنامه نسب سه جانبه
در تاریخ نگارش سند در دفتر حاضر گردیدند آقای (……………..) و خانم (………….) با مشخصات فوق الاشعار و بعد الحضور و با احراز هویت در نهایت صحت و سلامت و با طیب خاطر و با رضای کامل اقرار و اعتراف صریح قانونی و شرعی نمودند
مبنی بر این که در تاریخ ………….. با رعایت کامل موازین شرعی و قانونی به عقد نکاح دایم یکدیگر در آمده و دارای دو اولاد می باشند
لکن نام و مشخصات یکی از اولاد بنام ……………….. با مشخصات
صادر الذکر در شناسنامه ما قید نشده است و خانم ……………… با مشخصات صدرالاشعار فرزند صلبی آقای……………. و بطنی خانم…………. میباشد
علیهذا همزمان خانم …….. با مشخصات فوق الاشعار حاضر گردیده و با طیب خاطر و با رضای کامل اقرار و اعتراف صریح قانونی و شرعی نمود که فرزند صلبی و بطنی نامبردگان می باشد
و اقرار صریح و منجز نمود مبنی بر اینکه آقای (……………) و خانم (…………….) با مشخصات مذکور در فوق پدر و مادر مشارالیها میباشند و هر سه نفر ذیمدخل در این سند با مسئولیت تامه خود و با داشتن علم و آگاهی نسبت به اقاریر خود این سند را امضا نمودند.
.مفاد این سند فقط در نفس اقرار نافذ و معتبر است.و این سند بنا به تقاضای مقرین فوق الاشعار جهت ارائه به اداره ثبت احوال تنظیم گردید.
مستند به بند ب ماده ۳۴ آیین نامه قانون دفاتر اسناد رسمی امضا کننده ، با اقرار به اطلاع از قوانین و مقررات مرتبط با این سند اعلام و اظهار نمود ، مفاد سند به اینجانب تفهیم و از آن مطلع شدم
نمونه دوم اقرارنامه نسب
در تاریخ فوق در این دفتر حاضر گردیدند مقرین فوق الذکر (پدر _مادر _فرزند) و حسب الاظهار هر سه مسلمان، و بعد از حضور در کمال صحت و سلامت اراده و بدون اجبار و اکراه و در کمال آگاهی اقرار نمودند که آقای /خانم…….. با مشخصات صدرالاشعار فرزند صلبی (منسوب به پدر) و بطنی (منسوب به مادر) مشارالیهم میباشد
و فرد اخیر نیز اقرار صریح و منجز نمود مبنی بر اینکه آقای ….. و خانم……. با مشخصات مذکور در فوق پدر و مادر مشارالیها میباشند و هر سه نفر ذیمدخل در این سند با مسولیت تامه خود و با داشتن علم و آگاهی نسبت به اقاریر خود این سند را امضا نمودند. مستند به بند ب ماده ۳۴ آیین نامه قانون دفاتر اسناد رسمی امضا کننده ، با اقرار به اطلاع از قوانین و مقررات مرتبط با این سند اعلام و اظهار نمود ، مفاد سند به اینجانب تفهیم و از آن مطلع شدم
نمونه سوم اقرارنامه نسب
بتاریخ تحریر متن حاضر گردیدند آقای (مشخصات زوج) و خانم (مشخصات زوجه) با مشخصات فوق الاشعار و بعد الحضور و با احراز هویت در نهایت صحت و سلامت و با طیب خاطر و با رضای کامل اقرار و اعتراف صریح قانونی و شرعی نمودند
بر این که در تاریخ ……… با رعایت کامل موازین شرعی و به عقد نکاح دایم یکدیگر در آمده و دارای اولاد متعدد می باشند لکن نام و مشخصات یکی از اولاد بنام ……. با مشخصات صادر الذکر در شناسنامه والده ایشان قید نشده است علیهذا بلافاصله آقای …… حاضر گردیده و با طیب خاطر و با رضای کامل اقرار و اعتراف صریح قانونی و شرعی نمود که فرزند صلبی و بطنی نامبردگان می باشد و نامبردگان فوق با قبول مسئولیت تامه و کامله خود و علم و آگاهی کامل نسبت به اقاریر خود این سند را امضاء نمودند.
مفاد این سند فقط در نفس اقرار نافذ و معتبر است.و این سند بنا به تقاضای مقرین فوق الاشعار جهت ارائه به اداره ثبت احوال …. تنظیم گردید.مستند به بند ب ماده ۳۴ آیین نامه قانون دفاتر اسناد رسمی امضا کننده ، با اقرار به اطلاع از قوانین و مقررات مرتبط با این سند اعلام و اظهار نمود ، مفاد سند به اینجانب تفهیم و از آن مطلع شدم
نگاهی به قوانین مریوطه در قانون مدنی
کتاب هشتم – دراولاد باب اول – درنسب
ماده ۱۱۵۸ – طفل متولددرزمان زوجیت ملحق به شوهراست مشروط بر اینکه ازتاریخ نزدیکی تازمان تولدکمترازششماه وبیشترازده ماه نگذشته باشد.
ماده ۱۱۵۹ – هرطفلی که بعدازانحلال نکاح متولدشودملحق بشوهراست مشروط براینکه مادرهنوزشوهرنکرده وازتاریخ انحلال نکاح تاروزولادت طفل بیش ازدوماه نگذشته باشدمگرآنکه ثابت شودکه ازتاریخ نزدیکی تازمان ولادت کمترازششماه ویابیش ازده ماه گذشته باشد.
ماده ۱۱۶۰ – درصورتی که عقدنکاح پس ازنزدیکی منحل شودوزن مجدداشوهر کندوطفلی ازاومتولدگرددطفل به شوهری ملحق می شودکه مطابق موادقبل الحاق اوبه آن شوهرممکن است درصورتی که مطابق موادقبل الحاق به هردوشوهرممکن باشدطفل ملحق به شوهردوم است مگرآنکه امارت قطعیه برخلاف آن دلالت کند.
ماده ۱۱۶۱ – درموردموادقبل هرگاه شوهرصریحایاضمنااقراربه ابوت خودنموده باشددعوی نفی ولدازاومسموع نخواهدبود.
ماده ۱۱۶۲ – درموردموادقبل دعوی نفی ولدبایددرمدتی که عادتاپس از تاریخ اطلاع یافتن شوهرازتولدطفل برای امکان اقامه دعوی کافی می باشداقامه گرددودرهرحال دعوی مزبورپس ازانقضاءدوماه ازتاریخ اطلاع یافتن شوهراز تولدطفل مسموع نخواهدبود.
ماده ۱۱۶۳ – درموردی که شوهرمطلع ازتاریخ حقیقی تولدطفل نبوده و تاریخ رابراومشتبه نموده باشندبنوعی که موجب الحاق طفل به اوباشدوبعدها شوهرازتاریخ حقیقی تولدمطلع شودمدت مرورزمان دعوی نفی دوماه ازتاریخ کشف خدعه خواهدبود.
ماده ۱۱۶۴ – احکام موادقبل درموردطفل متولدازنزدیکی به شبهه نیز جاری است اگرچه مادرطفل مشتبه نباشد.
ماده ۱۱۶۵ – طفل متولدازنزدیکی به شبهه فقط ملحق بطرفی می شودکه در اشتباه بوده ودرصورتی که هردودراشتباه بوده اندملحق بهردوخواهدبود.
ماده ۱۱۶۶ – هرگاه بواسطه وجودمانعی نکاح بین ابوین طفل باطل باشد نسبت طفل بهریک ازابوین که جاهل بروجودمانع بوده مشروع ونسبت به دیگری نامشروع خواهدبود. درصورت جهل هردونسبت بهردومشروع است.
ماده ۱۱۶۷ – طفل متولداززناملحق به زانی نمی شود.
یک پاسخ
در میان سطرهای خاموش شناسنامهها، گاه جای خالی یک نام، سنگینتر از هزار حضور است. نامی که نیامده، اما باید باشد؛ نام پدر، یا نام مادری که از بطن خویش، فرزندی به جهان سپرده است.
در نظام حقوقی ایران، اقرار به نسب، یکی از نابترین تجلیهای عدالت انسانیست؛ جایی که قانون، به صدای دل پدر یا مادری گوش میسپارد که آمدهاند تا «بودن» یک کودک را در تبار خویش به رسمیت بشناسند.
اما این اقرار، صرفاً یک جمله نیست؛ نه به سادگی گفتنِ «این فرزندِ من است».
بلکه سندیست رسمی، سنگین و مؤثر؛ که اگر درست و با شرایط قانونی تنظیم شود، میتواند پرده از سالها سکوت بردارد و مسیر اصلاح شناسنامه، ارث، نفقه، و حتی ولایت را هموار سازد.
ماده ۱۲۷۳ قانون مدنی میگوید:
“اقرار به نسب در صورتی معتبر است که نفی آن قانوناً ممکن نباشد.”
یعنی قانون، به صِرف گفتار پدر یا مادر بسنده نمیکند. باید احراز هویت شود، مدارک بررسی گردد، و حقیقت نسب، در آیینه واقعیت و عقل و عدالت تأیید شود. چرا که نسب، فقط یک رابطه خونی نیست؛ نسب، پیوندیست میان نام و نان و ناموس.
من بارها در دفترخانهام، پدرانی را دیدهام که با صدایی لرزان و چشمانی خیس، آمدهاند تا غیبتشان را با یک امضا جبران کنند.
و مادری را که بعد از سالها تلاش برای احقاق حق فرزندش و یا تلاشبرای اثبات عصمت خویش ، بالاخره با اقرار پدر، آرام گرفته است.
سندی که ثبت میشود، فقط روی کاغذ نمینشیند؛ بر پیشانی قانون، بر دل انسان، و بر آینده فرزندی اثر میگذارد که حق دارد بداند کیست.
در جامعهای که گاه سنت، شرم، یا فشارهای خانوادگی و عوامل متعددی مانند سفرهای ناخواسته و دعواهای خانوادگی مانع از ثبت درست نسب میشود، این سند، پلیست میان اخلاق و قانون.
نه تنها برای تصحیح شناسنامه، بلکه برای بازگرداندن کرامت انسانیِ کودکی که بیدلیل از حق هویت محروم مانده.
و حالا من، بهعنوان یک سردفتر و یک زن، در برابر چنین اسنادی، نه فقط وظیفهی تنظیم دارم؛ که مسئولیت دارم.
مسئولیتی برای شنیدن، برای راستیآزمایی، برای گشودن راه حقیقت، و برای صیانت از حقوقی که شاید هیچ دادگاهی بهتنهایی نتواند آن را تضمین کند.
اقرار به نسب، اگر صادقانه و قانونمند باشد، نه نشانی از گذشته، که چراغی برای آینده است.
باشد که هیچ کودکی، هیچگاه، جای خالی پدر یا مادر را در صفحه اول شناسنامهاش نبینَد.